ورزشي يا جغرافيايي‌. اول آن كه تمايل به صعود به وانتو بر اثر مطالعه‌ٴ كتاب ليوي (يازدهم ـ 21)، درباره‌ٴ صعود فيليپ پنجم مقدوني در حدود 181 پ م به كوه هايموس در تراكيه‌، در او پديد آمده بود. بعد هم وقتي به بالاي كوه رسيد، به مطالعه‌ٴ اعترافات سن اوگوستين پرداخت‌. (نخستين غربي‌اي كه به جاهاي مرتفع توجهي علمي ـ زمين‌شناختي ـ نشان داد، احتمالاً لئوناردو داوينچي بود.)
مختصر آن‌كه پترارك را جغرافي‌دان شمردن نابخردانه خواهد بود، ولي او به جغرافياي قديم‌ اروپا علاقه‌اي عميق داشت و اين علمي‌ترين جنبه‌ٴ انسان‌گرايي او به‌شمار مي‌آمد و او از نخستين‌ كوه‌نوردان اروپايي بود.
8. عقايد سياسي او
. پترارك گيبلين ولي‌، پيش از هر چيز، ايتاليايي بود؛ مانند دانته‌، پيش از هر نوع وحدتي به يك ايتالياي متحد مي‌انديشيد. البته بي‌نظمي در امور مملكت بي‌نهايت بود؛ در هيچ نقطه‌ٴ اين شبه‌جزيره جاي امني نمي‌شد يافت‌. نفرت پترارك از عصر خودش و عشقش به‌ گذشته‌ٴ روم‌، هم جنبه‌ٴ سياسي داشت و هم ادبي‌. او خواب احياي وحدت روم را مي‌ديد، هم‌چنين خواب احياي ادبيات لاتيني را. (عمداً مي‌گويم ((خواب مي‌ديد))، چون عقايد سياسي‌ او مبهم و دست‌خوش تغيير بود.) براي او امكان نداشت مارسيليوي پادوايي را نشناسد، ولي تا جايي كه مي‌دانم‌،1 هرگز به او يا به اثر معروفش به‌نام دفاع از صلح (1324) اشاره‌اي نكرده است‌.
هنگامي كه در عيد پاك 1341 از او در رم تجليل گرديد و افسر شاعري بر سرش نهاده شد،


 


1. به لابانكا (1882) و فهرست‌هاي جداگانه‌اي كه در اختيارم بود، مراجعه كرده‌ام‌؛ كشف‌اللغات عمومي آثار پترارك وجود ندارد.